بایگانی:
یادداشت من آمده ام...
احمد بورقانی مُرد
یادداشت در احوال یک میهن پرست ایرانی
سارکوزی فحش می دهد
یادداشت ابراهیم نبوی و بی طرفی صدای آمریکا
نتایج انتخابات تهران در پرده ای از ابهام
یادداشت درک متقابل – بخش اول
یادداشت زبان فارسی و لزوم حفظ آن
اشتباه حروفچینی از نظر جریده‌ی فخیمه‌ی کیهان
یادداشت کار خبرنگار چیست
یادداشت شرم از ایرانی بودن
یادداشت هو کردن سرود ملی در فرانسه
یادداشت عادل فردوسی پور و برنامه‌ی نودش
یادداشت استدلال‌های برخی از ماها
یادداشت نامزدی محمد خاتمی و نگرانی بعضی‌ها
یادداشت حضور میرحسین، اشک‌ها و لبخندها
یادداشت مهندس عزیز، رأی ما کوفتت بشود
یادداشت منطق ماشین دودی و انتخایات ایران
یادداشت سکوت دیگران و زور آقایان
یادداشت انتخابات، مشارکت، کودتا، من و دوستان تحریمی
یادداشت یک جفت چشم لعنتی
یادداشت جنبش سبز و پدرخوانده هایش
یادداشت شعور، شرف و کیهان
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجو
یادداشت درباره‌ی دختر 16 ساله و انرژی هسته‌ای
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
یادداشت درباره‌ی 13 آبان
یادداشت حضور دوباره
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
 
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
عکس از: سایت نقاش
اندر تفاوت بحث و کلکل
نوشته شده در: 17 ژوئیه 2010

برای همه‌ی ما پیش آمده‌است که گاهی از کلکل کردن لذت برده باشیم. من خودم وقتی با کسی کلکل می‌کنم، هدفم این است که ضعف‌های او را به رخش بکشم، اول زیر یک‌خم او را بگیرم، بعد تبدیل به دوخم کنم، و درنهایت او را به زمین بکوبم. بالای پیکر افتاده‌ی او بایستم، سیگاری به نشانه‌ی پیروزی آتش کنم، و لذت ببرم که "حالش را جا آوردم". در نهایت می‌توان گفت که هدف از کلکل به سکوت کشاندن طرف مقابل است.

گاهی اوقات هم هست که ترجیح می‌دهیم بحث کنیم، به جای این‌که هم را خفه کنیم، حرف هم را بشنویم. در یک فضای منطقی استدلال خودمان را بیان کنیم و سعی کنیم طرف مقابل را متقاعد کنیم. اگر هم نشد مهم نیست، لااقل نظر خودمان را گفته‌ایم و نظر مخالفی شنیده ایم. من خودم وقتی با کسی بحث می‌کنم، اول یک سیگار آتش می کنم، بعد یک دل سیر گوش می کنم، بعد حرف می‌زنم. مبارزه نمی‌کنم، هم‌فکری می‌کنم. به چالش نمی‌کشم، توضیح می‌دهم. در نهایت می‌توان گفت که هدف از بحث، وادارکردن طرف مقابل به بیان نظراتش است.

آنچه در زیر می خوانید، تعدادی از روش‌ها و شیوه‌هایی است که (هرچند در هنگام کلکل بسیار مفید است و توصیه می‌شود، ولی) در هنگام بحث واقعی، باید از آن‌ها پرهیز کرد تا بتوان نتیجه ای به دست آورد. شاید بعداً باز هم مواردی از این دست را در نوشته‌ای دیگر بررسی کنم:

اغراق در استفاده از مثال، تفاوت شاهد و مثال

کاربرد مثال ساده است: وقتی درک مسأله‌ای برای طرف مقابل مشکل است، برای ساده‌تر کردن موضوع، مسأله‌ی مورد نظر را با مسأله‌ی ساده تری شبیه به آن عوض می‌کنیم. مثال همیشه با تشبیه همراه است. مثال هرگز اثبات کننده نیست، بدتر از آن نفی کننده هم نیست. فقط ساده کننده است. این را باید فهمید. مثال‌های انتزاعی و فلسفی بدترین و نامفهوم ترین نوع مثال هستند.

کاربرد شاهد هم ساده است: شاهد یک نمونه است. وقتی درک نظری مسأله‌ای برای طرف مقابل مشکل است، می‌توان با چند نمونه‌ی عملی موضوع را ساده کرد. شاهد هرگز با تشبیه همراه نیست. شاهد هرگز اثبات کننده نیست، ولی می‌تواند نفی کننده باشد.

بگذارید مثال بزنیم (توجه کنید که من الآن در حال بحث نیستم، من در حال تبیین یک نظر هستم و حق دارم برای تقریب به ذهن مثال بزنم، اگر کسی با این بیان من مخالف باشد و بخواهد با من بحث کند، من حق استفاده‌ی زیاد از مثال را نخواهم داشت).

نظر 1: تربیت صحیح روی کسی که ذات خرابی دارد تأثیری ندارد.
نظر 2: ذات مهم نیست، یک نفر هرچقدر هم بد باشد، تربیت صحیح او را اصلاح خواهد کرد.

اگر فرد 1 و 2 بخواهند می‌توانند مدت‌ها با هم بحث کنند. هرکدام می‌توانند چندین شاهد برای ادعای خود مطرح کنند مثلاً فرد 1 می‌تواند فنیاس گیج را شاهد بیاورد که یک تغییر فیزیکی تمام خلقیات او را تغییر داد. فرد 2 هم می‌تواند چندین دوقلوی همسان را شاهد بیاورد که تحت تأثیر تربیت‌های مختلف، رفتارهای مختلف بروز داده اند. هرچند هیچ‌کدام از این شواهد تعیین کننده نیست، ولی لااقل اطلاعات طرف مقابل را زیاد می‌کند. اما استفاده از مثال‌های انتزاعی خیلی زود کار را به بن‌بست می‌کشد:

1: تربیت یک بدذات مثل گذاشتن یک گردو روی گنبد است، گردو روی گنبد باقی نمی‌ماند.
2: ذات مثل یک تخته سیاه و تربیت مثل یک گچ است، با گچ هر چیزی را می‌توان روی تخته سیاه نوشت.
1: نه، ذات مثل یک دیوار و تربیت مثل یک کاغذ دیواری است. یک دیوار هرچقدر هم که بعد از نصب کاغذ دیواری زیبا به نظر برسد، باز هم زیر کاغذ دیواری همان ناصافی های دیوار اصلی وجود خواهد داشت. ناصافی شاید دیده نشود، ولی هست.
2: نه، درست است که ذات مثل یک دیوار است، ولی به نظر من تربیت مثل بتونه است. اگر بتونه روی دیوار نمی‌چسبد باید بتونه را عوض کرد. ولی قدر مسلم برای هر دیوار می‌توان بتونه‌ای پیدا کرد که تمام ناصافی‌های دیوار را بپوشاند و از بین ببرد.
1: ....

این گفتگو می‌تواند بدون نتیجه تا ابد ادامه داشته باشد، چون هر دو طرف (معمولاً یکی از طرفین هم کافی است) به‌جای استدلال از مثال‌های انتزاعی استفاده می‌کنند.

نام گذاری همراه با بار منفی، تشبیه به افراد و یا صفات منفور

هرگز در یک بحث برای رد یک نظر برای آن اسم تهیه نکنید. اگر شما طرفدار دولت هستید، این‌که طرف مقابل را سبز لجنی بخوانید به شما کمک نمی‌کند. اگر هم سبز هستید، این‌که طرف مقابل را ساندیس‌خور بنامید حقانیت شما را اثبات نمی‌کند. در نهایت یکی می‌تواند دیگری را مزدور دولت قلمداد کند و در مقابل پاسخ بشنود که خودش مزدور آمریکاست. آخر و عاقبتی هم در کار نیست.

هرگز ظرف مقابل خود را به هیتلر (در جوامع ضد نازی)، یزید (در جوامع شیعی)، و خامنه‌ای و احمدی‌نژاد (در جوامع ضد حکومتی/ ضد دولتی) مقایسه نکنید. یادتان باشد که در دعوای بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان هم اوباما و هم بوش پسر به کرات به هیتلر تشبیه شده اند. در دعوای  احمدی نژاد و موسوی طرفداران اولی، دومی را و طرفداران دومی، اولی را به کرات دیکتاتور خوانده اند. قرار نیست که بحث شما با طرف مقابلتان به اینکه کدامتان بیشتر شبیه هیتلر هستید خلاصه شود. زشتی کار طرف مقابل را نشان‌دهید بدون این‌که او را در موضع دفاعی قرار دهید.

استفاده از نظرات نادرست طرفداران یک نظر

در هر موضوعی که بحث کنید، میلیون‌ها نفر موافق شما هستند و میلیون‌ها نفر موافق طرف مقابلتان. در طرفداران نظر شما هم (تقریباً) به اندازه‌ی طرفداران نظر طرف مقابل، افراد ابله و احمق پیدا می‌شوند. بهتر است اصلاً حرف آن‌ها را به میان نیاورید. اصلاً سعی نکنید با نشان دادن یک نظر احمقانه از کسانی که با طرف مقابل شما هم‌عقیده هستند او را به چالش بکشید. روزانه صدها نظر و مطلب در این فضای مجازی بی پدر و مادر منتشر می‌شود. هرکسی می‌تواند بگردد و صدها نظر از طرفداران طرف مقابلش پیدا کند که شاید بدون مطالعه و تدقق کافی نوشته شده باشد. اصلاً می تواند برود در سایت های مختلف با اسامی مستعار نظرات ابلهانه بنویسد و بعد به آن‌ها استناد کند. در چهارچوب یک بحث معقول و منطقی، استفاده از نظرات بی نام و نشان برای نشان دادن نادرستی یک برداشت و عقیده، فقط بحث را طولانی و شخصی می‌کند.




نظر بدهید: (فقط نظرات در مورد این یادداشت، در مورد نظرات کلی لطفاً از این فرم استفاده کنید)

(آدرس شما نمایش داده نخواهد شد)
استفاده از مطالب سرگرد.کام بدون ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد
سرگرد به دلیل نشر عقایدش از شما سپاسگزاری می کند.