بایگانی:
یادداشت من آمده ام...
احمد بورقانی مُرد
یادداشت در احوال یک میهن پرست ایرانی
سارکوزی فحش می دهد
یادداشت ابراهیم نبوی و بی طرفی صدای آمریکا
نتایج انتخابات تهران در پرده ای از ابهام
یادداشت درک متقابل – بخش اول
یادداشت زبان فارسی و لزوم حفظ آن
اشتباه حروفچینی از نظر جریده‌ی فخیمه‌ی کیهان
یادداشت کار خبرنگار چیست
یادداشت شرم از ایرانی بودن
یادداشت هو کردن سرود ملی در فرانسه
یادداشت عادل فردوسی پور و برنامه‌ی نودش
یادداشت استدلال‌های برخی از ماها
یادداشت نامزدی محمد خاتمی و نگرانی بعضی‌ها
یادداشت حضور میرحسین، اشک‌ها و لبخندها
یادداشت مهندس عزیز، رأی ما کوفتت بشود
یادداشت منطق ماشین دودی و انتخایات ایران
یادداشت سکوت دیگران و زور آقایان
یادداشت انتخابات، مشارکت، کودتا، من و دوستان تحریمی
یادداشت یک جفت چشم لعنتی
یادداشت جنبش سبز و پدرخوانده هایش
یادداشت شعور، شرف و کیهان
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجو
یادداشت درباره‌ی دختر 16 ساله و انرژی هسته‌ای
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
یادداشت درباره‌ی 13 آبان
یادداشت حضور دوباره
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
 
یادداشت من آمده ام...من آمده ام...
نوشته شده در: 03 فوریه 2008


در حدود دو ماه پیش بود که بالأخره بر تنبلی غلبه کردم و شروع کردم به یادگرفتن HTML. روش کار هم این بود که یک فضایی برای ساختن یک صفحه ی شخصی در اختیار داشتم، شروع کردم به ساختن صفحه ی مذبور و در عین حال یاد گرفتن HTML. هم فال بود و هم تماشا. در صفحه ام یک بخش بلاگ مانند هم درست کردم. اما مشکل اینجا بود که مدام مجبور می شدم خودم را سانسور کنم. نمی توانستم تحمل کنم که کسانی که من را می شناسند تمام افکار و اعتقادات و مهم تر از همه احساسات مرا در یک صفحه بخوانند. این بود که تصمیم گرفتم یک وبلاگ ناشناس درست کنم. می توانم تمام حرف هایم را بزنم بدون این که کسی بداند این من هستم که دارم می نویسم. اگر بگویم از آدم های فلان و بهمان بدم می آید فردا فلانی یا بهمانی برایم قیافه نمی گیرد...
از آنجایی که مطمئن بودم نظرات یک ناشناس برای هیچ کس اهمیتی ندارد، تصمیم گرفتم بخش های دیگری هم به سایت اضافه کنم. شاید کسی برای دانلود یک آهنگ قدیمی سری به اینجا بزند و یک یادداشت هم بخواند. و از آنجایی که HTML خالی به هیچ وجه برای نوشتن یک سایت کامل کافی نیست، ناچار XML و PHP را هم شروع کردم.
اما اسم سایت. قاعدتاً باید اسم این سایت سرهنگ می بود (سرهنگ لقب من بین دوستانم است). ولی به دو دلیل اسم سرگرد را انتخاب کردم. دلیل اول این بود که اگر هرکدام از آشنایان من می فهمیدند که سایتی به نام سرهنگ دات کام وجود دارد فورأ حدس می زدند که قضیه از کجا آب می خورد. دلیل دوم هم البته این بود که نشانی سرهنگ دات کام را قبل از من یک بابایی به اسم بیژن ثبت کرده بود!
خلاصه آدرس را گرفتم و شروع کردم. ان شاءالله به مرور سایت را کامل می کنم. فعلا دارم اسکریپت ها رامی نویسم و برای آزمایش اسکریپت های جاوا و PHP چند تا پست هم می نویسم. این اولین یاداشت را همین جا درز می گیرم و میروم سراغ بقیه ی برنامه نویسی.

نظر بدهید: (فقط نظرات در مورد این یادداشت، در مورد نظرات کلی لطفاً از این فرم استفاده کنید)

(آدرس شما نمایش داده نخواهد شد)
استفاده از مطالب سرگرد.کام بدون ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد
سرگرد به دلیل نشر عقایدش از شما سپاسگزاری می کند.