بایگانی:
یادداشت من آمده ام...
احمد بورقانی مُرد
یادداشت در احوال یک میهن پرست ایرانی
سارکوزی فحش می دهد
یادداشت ابراهیم نبوی و بی طرفی صدای آمریکا
نتایج انتخابات تهران در پرده ای از ابهام
یادداشت درک متقابل – بخش اول
یادداشت زبان فارسی و لزوم حفظ آن
اشتباه حروفچینی از نظر جریده‌ی فخیمه‌ی کیهان
یادداشت کار خبرنگار چیست
یادداشت شرم از ایرانی بودن
یادداشت هو کردن سرود ملی در فرانسه
یادداشت عادل فردوسی پور و برنامه‌ی نودش
یادداشت استدلال‌های برخی از ماها
یادداشت نامزدی محمد خاتمی و نگرانی بعضی‌ها
یادداشت حضور میرحسین، اشک‌ها و لبخندها
یادداشت مهندس عزیز، رأی ما کوفتت بشود
یادداشت منطق ماشین دودی و انتخایات ایران
یادداشت سکوت دیگران و زور آقایان
یادداشت انتخابات، مشارکت، کودتا، من و دوستان تحریمی
یادداشت یک جفت چشم لعنتی
یادداشت جنبش سبز و پدرخوانده هایش
یادداشت شعور، شرف و کیهان
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجو
یادداشت درباره‌ی دختر 16 ساله و انرژی هسته‌ای
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
یادداشت درباره‌ی 13 آبان
یادداشت حضور دوباره
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
 
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجوتاملی در باب انتصاب کامران دانشجو
نوشته شده در: 02 سپتامبر 2009

من پرداختن به مباحث مربوط به رأی اعتماد به کابینه‌ی جدید را یک داستان انحرافی می‌دانم. مشروعیت و مقبولیت رئیس جمهوری که ریاستش را اکثر مردم قبول نداشته باشند و دولتی که برآمده از رأی مردم نباشد وابسته به حضور این وزیر یا آن وزیر در کابینه نیست. بهترین کابینه‌ی روی زمین را هم اگر با کودتا و تقلب گسترده روی کار بیاورند ارزشش از یک کیسه گلابی هم کمتر است. بنابراین انتظار نداشته باشید که من در مورد وزیری که فرق سهامی خاص و عام را نمی داند و یا وزیری که در مقابل مجلسی به بی خاصیتی مجلس هشتم به قدری هول می شود که جایگاه سخنران را هم نمی تواند پیدا کند چیزی بنویسم. در این میان فقط انتصاب کامران دانشجو به عنوان وزیر علوم از یک جهت قابل تأمل است و آن این‌که ثابت می‌کند که خود احمدی نژاد بیش از همه از میزان تقلب و تخلف در این انتخابات باخبر است:

بیایید برای یک لحظه فرض کنیم که انتخابات در نهایت سلامت برگزار شده و آقای احمدی نژاد با 25 میلیون رأی از سوی مردم به ریاست جمهوری برگزیده شده‌اند باز هم فرض کنیم که پس از انتخابات نامزدهای شکست خورده‌ مردم را تحریک کرده و ناامنی و اغتشاش پدید آورنده‌اند. تا این‌جای قضیه هیچ مشکلی نیست. حالا باید از خود پرسید که مردم چرا گول این حضرات را خوردند؟ چرا در سال 84 بعد از برگزاری انتخابات سه میلیون نفر برای اعتراض به خیابان نیامدند. مگر نه این‌که در آن دوره آقایان هاشمی، که به قول احمدی نژاد صحنه گردان اصلی است،  کروبی، و معین جمعاً بیش از این دوره هوادار داشتند؟ پس چرا در آن دوره مردم کم و بیش نتایج اعلام شده را پذیرفتند؟ آیا پاسخ جز این است که در این دوره سوء مدیریت همین آقای دانشجو و آن وزیر میلیاردر در نحوه‌ی اعلام نتایج بهانه به دست آشوبگران داد و باعث شد که مردم فریب نامزدهای ناکام را بخورند و این همه ضایعات به بار بیاید؟ با این تحلیل و بر فرض صحت انتخابات یکی از مهم‌ترین کسانی که با ندانم کاری و اشتباهات فراوان، شیرینی این پیروزی بزرگ را به کام احمدی نژاد تلخ کردند همین کامران دانشجو خواهد بود و نتیجتاً احمدی نژاد باید شدیداً از او عصبانی باشد. این که ایشان در ازای این عدم کفایت بی بدیل، پست حساس وزارت علوم را، آن هم با توجه به نداشتن تجربه‌ی کافی در امور دانشگاهی پاداش بگیرد، اصلاً منطقی به نظر نمی رسد. تنها امکان باقیمانده این است که خود احمدی نژاد هم قبول دارد که کرسی ریاست جمهوری را به شدت مدیون کامران دانشجو است و به این وسیله تلاش کرده است که دین خود را به این مرد امانتدار! ادا نماید. به نظر می‌رسد احمدی نژاد با انتصاب کامران دانشجو به عنوان وزیر علوم ناخواسته به تقلب گسترده در انتخابات اعتراف کرده است.


نظر بدهید: (فقط نظرات در مورد این یادداشت، در مورد نظرات کلی لطفاً از این فرم استفاده کنید)

(آدرس شما نمایش داده نخواهد شد)
استفاده از مطالب سرگرد.کام بدون ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد
سرگرد به دلیل نشر عقایدش از شما سپاسگزاری می کند.