بایگانی:
یادداشت من آمده ام...
احمد بورقانی مُرد
یادداشت در احوال یک میهن پرست ایرانی
سارکوزی فحش می دهد
یادداشت ابراهیم نبوی و بی طرفی صدای آمریکا
نتایج انتخابات تهران در پرده ای از ابهام
یادداشت درک متقابل – بخش اول
یادداشت زبان فارسی و لزوم حفظ آن
اشتباه حروفچینی از نظر جریده‌ی فخیمه‌ی کیهان
یادداشت کار خبرنگار چیست
یادداشت شرم از ایرانی بودن
یادداشت هو کردن سرود ملی در فرانسه
یادداشت عادل فردوسی پور و برنامه‌ی نودش
یادداشت استدلال‌های برخی از ماها
یادداشت نامزدی محمد خاتمی و نگرانی بعضی‌ها
یادداشت حضور میرحسین، اشک‌ها و لبخندها
یادداشت مهندس عزیز، رأی ما کوفتت بشود
یادداشت منطق ماشین دودی و انتخایات ایران
یادداشت سکوت دیگران و زور آقایان
یادداشت انتخابات، مشارکت، کودتا، من و دوستان تحریمی
یادداشت یک جفت چشم لعنتی
یادداشت جنبش سبز و پدرخوانده هایش
یادداشت شعور، شرف و کیهان
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجو
یادداشت درباره‌ی دختر 16 ساله و انرژی هسته‌ای
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
یادداشت درباره‌ی 13 آبان
یادداشت حضور دوباره
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
 
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
عکس از: سلام نیوز
شیخ را تنها نگذاریم
نوشته شده در: 17 اکتبر 2009

این یک بازی وبلاگی نیست، چون اصلاً بازی نیست. سرنوشت یک ملت است، سرنوشت تک تک ماست. کسی را هم به آن دعوت نمی کنم، کسی را که به خانه‌ی خودش دعوت نمی کنند. این یک خیزش وبلاگی است، یا شاید بهتر، یک تهدید وبلاگی، اتمام حجت وبلاگی.

زمزمه های مبارکی نمی‌شنوم، خاطرات تلخی را در من زنده می کند. یک سناریوی نخ نما و همیشگی و صد افسوس موفق و گیرا. اول کیهان گرا می‌دهد، بعد نظامیان صحبتش را پیش می کشند، بعد و یا همزمان با نظامیان ائمه‌ی جمعه بحثش را مطرح می کنند، بعد نوبت مسؤولان قوه‌ی قضائیه می شود. شاید مرحله‌ی آخر آقا هم افاضاتی بفرمایند و تأیید ضمنی نمایند. چند بار این فیلم‌نامه را برایمان ساخته‌اند و اجرا کرده اند؟

این بار نوبت مهدی کروبی است. می توانیم دوستش داشته باشیم یا نداشته باشیم. می‌توانیم قبولش داشته باشیم یا نداشته باشیم. به او رأی داده باشیم یا نداده باشیم. اما بی شک همه قبول داریم که مهمترین جرمش دفاع از کسانی است که بی رحمانه مورد ظلم واقع شدند. جرمش فریاد ستمهایی است که بر عزیزان ما رفته است. گناهش دلسوزی برای من و شماست.

نگرانی من دوچندان می شود وقتی که می‌بینم خبری به این عظمت: "تشکیل شعبه‌ای برای رسیدگی به اتهامات کروبی"، واکنش‌هایی درخور عمق این خبر بر نمی انگیزد. باید به این دسته‌ی قلدر بفهمانیم که هزینه‌ی دستگیری شیخ ما چیست. لاشخوران منتظر سکوت ما هستند. کافی است احساس کنند که بازداشت کروبی هزینه ندارد. معطل نمی کنند. اگر آماده نباشیم آن روز دیگر برای عکس العمل خیلی دیر است. از الآن باید بدانیم که در صورت دستگیری کروبی چه می کنیم. از حالا باید تمام توان و انرژی خود را به رخ حریف قداره بندمان بکشیم.
هدف از این خیزش این است که:
اولاً، ما خودمان را برای روز مبادای جنبش سبز، روز دستگیری یکی از سران اصلاحات آماده کنیم.
ثانیاً، هزینه‌های این حماقت بزرگ را به دشمن نشان دهیم. به آنها بفهمانیم که این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. شاید عاقلانی که هنوز در صف آنان مانده‌اند، جلوی جوانان جویای نام این جماعت جلاد را بگیرند.

فرصت تنگ است، به پا خیزیم، هرکسی که مکانی برای نوشتن دارد، باید فریاد کند: درصورت بازداشت کروبی، من چه خواهم کرد؟ ما چه خواهیم کرد.


نظر بدهید: (فقط نظرات در مورد این یادداشت، در مورد نظرات کلی لطفاً از این فرم استفاده کنید)

(آدرس شما نمایش داده نخواهد شد)
استفاده از مطالب سرگرد.کام بدون ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد
سرگرد به دلیل نشر عقایدش از شما سپاسگزاری می کند.