بایگانی:
یادداشت من آمده ام...
احمد بورقانی مُرد
یادداشت در احوال یک میهن پرست ایرانی
سارکوزی فحش می دهد
یادداشت ابراهیم نبوی و بی طرفی صدای آمریکا
نتایج انتخابات تهران در پرده ای از ابهام
یادداشت درک متقابل – بخش اول
یادداشت زبان فارسی و لزوم حفظ آن
اشتباه حروفچینی از نظر جریده‌ی فخیمه‌ی کیهان
یادداشت کار خبرنگار چیست
یادداشت شرم از ایرانی بودن
یادداشت هو کردن سرود ملی در فرانسه
یادداشت عادل فردوسی پور و برنامه‌ی نودش
یادداشت استدلال‌های برخی از ماها
یادداشت نامزدی محمد خاتمی و نگرانی بعضی‌ها
یادداشت حضور میرحسین، اشک‌ها و لبخندها
یادداشت مهندس عزیز، رأی ما کوفتت بشود
یادداشت منطق ماشین دودی و انتخایات ایران
یادداشت سکوت دیگران و زور آقایان
یادداشت انتخابات، مشارکت، کودتا، من و دوستان تحریمی
یادداشت یک جفت چشم لعنتی
یادداشت جنبش سبز و پدرخوانده هایش
یادداشت شعور، شرف و کیهان
یادداشت درباب انتصاب کامران دانشجو
یادداشت درباره‌ی دختر 16 ساله و انرژی هسته‌ای
یادداشت شیخ را تنها نگذاریم
یادداشت درباره‌ی 13 آبان
یادداشت حضور دوباره
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
یادداشت در باره‌ی تفاوت بحث و کلکل
 
یادداشت نقض بی‌طرفی در رادیو فردا
عکس از: راديو فردا
یک خبر از رادیو فردا و تحلیل آن
نوشته شده در: 15 آوریل 2010

مدت زیادی بود که دوست داشتم درباره‌ی نحوه‌ی رعایت اصل بی‌طرفی در رادیو فردا مطلبی بنویسم. یا فرصت نداشتم یا مطلبی که نظرم را جلب کرده بود به قدری موضوع داغی بود که هر نقدی بر آن در هیاهوی موافقان و مخالفان طرفین دعوا گم می‌شد. تا این که امروز این مطلب را در سایت این رادیو خواندم:


اسلام گرایان سومالی پخش موسیقی از رادیو را ممنوع کردند

شبکه های رادیویی در سومالی پخش موسیقی را در این کشور قطع کردند. این اقدام در پی دستورستیزه جویان اسلام گرا که معتقد به غیراسلامی بودن آهنگها هستند، انجام شده است.
این حکم تازه ترین دستوری است که توسط اسلامگرایانی که کنترل اغلب مناطق این کشور را در دست دارند، صادر شده است. بسیاری از مردم سومالی، از این ممنوعیت ابراز نگرانی کرده اند.
مسئولان رادیویی گفته اند که چاره ای جز اطاعت از این دستور ندارند و قطع پخش موسیقی از امروز به اجرا درآمده است.
اسلام گرایان، اغلب مخالفین خود را یا به قتل میرسانند و یا با اجرای احکام مذهبی همانند قطع عضو، آنان را مجازات میکنند.

حسن این خبر این است که اکثر ماها حب و بغض خاصی نسبت به طرفین درگیر در سومالی احساس نمی‌کنیم و بنابر این می‌توانیم به سادگی فقط نحوه‌ی اطلاع رسانی رادیو فردا را نقد کنیم. البته به جز افراطیانی که در هر دعوای بین مسلمان و مسلمان‌تر طرف مسلمان‌تر را می‌گیرند و افراطیانی که به طور کلی با هر چیز کمی تا قسمتی اسلامی مشکل دارند. به هرحال هیچ یک از این دو دسته مخاطب من نیستند.

اما حالا ببینیم که رادیو فردا در این خبر چند خطی چند بار از اصل بی طرفی منحرف شده است:

  1. کلمه‌ی اسلام‌گرا: اگر خبر درج شده صحت داشته باشد دیگر به این دسته افراد نمی‌توان گفت اسلام‌گرا آن هم بدون قید کلمه‌ی نظامی یا شبه نظامی. اسلام‌گرا یعنی کسی که به اسلام گرایش دارد نه کسی که همه چیز را با عینک اسلامی می‌بیند. نویسنده می‌خواهد به خواننده تلقین کند که هر کسی که به اسلام گرایش داشته باشد چنین دستوری صادر می‌کند. در حالی که مثلاً دولت ترکیه اسلام‌گرا است و چنین چیزی از مخیله‌اش هم عبور نمی‌کند. نویسنده تمام کسانی که به اسلام گرایش دارند را به همین سادگی در یک سبد قرار داده است و آنان را در جرم یکی از بنیادگراترین طیف‌های اسلامی شریک کرده است.
  2. کلمه‌ی ستیزه‌جویان: این "ستیزه‌جو" هم کلمه‌ی غریبی است. شما وقتی کسی را یا گروهی را ستیزه‌جو بخوانید دیگر لازم نیست زحمت بکشید و او را محکوم کنید. در لحظه‌ی نامگذاری کار را تمام کرده اید. کسی که فقط به دنبال درگیری است. نمی‌شود وقت گذاشت و با او مذاکره کرد تا فهمید حرف حسابش چیست، چون او حرف حسابی ندارد و چیزی نمی‌خواهد. او فقط "ستیزه‌جو" است.
  3. بسیاری از مردم سومالی، از این ممنوعیت ابراز نگرانی کرده اند: این یکی دیگر شاهکار ادبی است. معلوم نیست این "بسیاری از مردم سومالی" دقیقاً چند نفر هستند؟ نگرانی‌شان را چگونه و به چه کسی اعلام کرده اند؟ یک حرفی است که نیازی به سند و مدرک ندارد. شما هرچقدر هم تلاش بکنید نمی‌توانید این حرف را رد کنید، مگر اینکه همه‌ی منهای "بسیاری" از مردم سومالی را جمع کنید که بگویند این موضوع نگرانشان نکرده است!
  4. اسلام گرایان، اغلب مخالفین خود را یا به قتل میرسانند و یا با اجرای احکام مذهبی همانند قطع عضو، آنان را مجازات میکنند: این جمله کاملاً بی‌ربط، بی‌جا و یک طرفانه است. این اصلاً خبر نیست. نویسنده می‌توانست خیلی راحت تر بنویسد که: "گفتنی است اصولاً اسلام‌گرایان آدم‌های بدی هستند". اصلاً اگر این جمله درست است و واقعاً آنها اغلب مخالفان خود را می‌کشند، پس باید الآن بیشترمردم سومالی موافق اسلام‌گرایان باشند. مگر این که بگوییم زور اسلام‌گرایان به بعضی از مخالفانشان نمی‌رسد، یعنی اینکه مخالفان آنها هم بعضاً تفنگ در دست گرفته و مشغول مخالفت هستند.
  5. در همان جمله‌ی قبلی نویسنده فراموش کرده یک کلمه‌ی "سومالی" ناقابل هم بعد از آن "اسلام‌گرایان" بگذارد. خیلی ساده موضوع را عمومیت داده. تو گویی تمام کسانی که در هرکجای دنیا به اسلام گرایش دارند، اغلب مخالفان خود را قتل عام می‌کنند.
  6. در همان جمله، عبارت "با اجرای احکام مذهبی همانند قطع عضو" هم حکایتی دارد. توجه کنید که صحبت از برخورد با مخالفان است و نه دزد و جنایتکار. کما اینکه نویسنده می‌گوید قتل و نمی‌گوید قصاص یا حتی اعدام. کجای اسلام قطع عضو مخالفان تجویز شده؟ بریدن دست و پا و زبان کسی به جرم مخالفت از کی از احکام مذهبی مورد قبول قاطبه‌ی مسلمانان به شمار می‌رود؟
  7. مسئولان رادیویی گفته اند که چاره ای جز اطاعت از این دستور ندارند: این مسؤولان به چه کسی گفته اند که چاره‌ای جز اطاعت از این دستور ندارند (تلویحاً یعنی این دستور را برخلاف میلشان اجرا می‌کنند)؟ در مصاحبه با کدام خبرگزاری؟ اگر اسلام‌گرایان همان‌قدر خشن و بی‌رحم هستند که این خبر سعی می‌کند به ما بقبولاند، این مسؤولان باید خیلی شجاع باشند که با این گفته و آشکار کردن مخالفت باطنی خود با این تصمیمِ اسلام‌گرایان پی کشته شدن یا نقص عضو را به تنشان مالیده باشند. تنها حسن این جمله تأکید مجدد بر همان نکته است که قبلاً هم بدون هیچ منبعی اکثر مردم را مخالف این دستور قلمداد کرده بود.
  8. این حکم تازه ترین دستوری است که توسط اسلامگرایان صادر شده است: این جمله هم هیچ‌گونه ارزش خبری ندارد.همه‌ی افراد عالم می‌دانند که این اسلام‌گرایان قبلاً هم احکام زیادی صادر کرده‌اند و احتمالاً تا زمانی که من و شما این خبر را بخوانیم دستورهای جدیدی هم صادر کرده اند و این دستور دیگر آخرین دستور آنها هم نخواهد بود. مقدار اطلاعات منتقل شده توسط این جمله دقیقاً صفر است. پس هدف از نگارش آن چه بوده است؟ این جمله قصد دارد بدون ارائه‌ی سند و مدرک به خواننده القا کند که دستورهایی از این دست نزد این اسلام‌گرایان چیز جدیدی نیست و سابقه داشته است. انگار که گفته باشد "هر دم از این باغ بری می‌رسد".

هشت مورد مشکوک در یک خبر پنج-شش خطی. فکر می‌ کنم موارد مربوط اصل بی‌طرفی، لحن و زبان متعادل، اصل احترام و پرهیز از تهییج در سایت این رسانه نیاز به بازخوانی دارد.

متن زیر تمام اطلاعات خبر فوق را بدون ذره‌ای کاستی در بر دارد. تنها تفاوت آن با خبر فوق این است که متن زیر صرفاً خبر است، بدون هیچ گونه ارزش گذاری صریح یا ضمنی:

شبه نظامیان اسلام‌گرا در سومالی پخش موسیقی از رادیو را ممنوع کردند

شبکه‌های رادیویی در سومالی از امروز پخش موسیقی را در این کشور قطع کردند. این اقدام در پی دستور شبه نظامیان اسلام‌گرا که معتقد به غیراسلامی بودن آهنگ‌ها هستند، انجام شده است
گفتنی است این اسلام‌گرایان کنترل اغلب مناطق این کشور را در دست دارند.




نظر بدهید: (فقط نظرات در مورد این یادداشت، در مورد نظرات کلی لطفاً از این فرم استفاده کنید)

(آدرس شما نمایش داده نخواهد شد)
 ناسلمان :
در مورد نقد شماره 1 شما: اسلامگرایی درجات مختلفی دارد که بسته به شرایط مکانی و زمانی میزان بربریت آن متفاوت است. مثلا در ترکیه بدلیل استقرار حکومت سکولار و حفظ قانون اساسی تویط ارتش، دولت اسلامگرا اجازه پیاده کردن حکومت اسلامی در صحنه سیاست و تحمیل آن به جامعه را ندارد اما در سومالی میبینیم که عده ای اسلامگرای وحشی چه بلایی سر مردم آورده اند. پس نقد شما کاملا اشتباه است و قرار دادن اسلامگرایان در یک سبد کاملا درست است چون تفکرات همه اسلامگرایان یکی است. نمونه اش ایران خودمان.
(15 آوریل 2010) 
سرگرد: حرف من هم دقیقاً همین است، اسلام‌گرایی درجات مختلفی دارد و همه‌ی اسلام‌گرایان مثل هم نیستند. بسیاری از افراد اسلام‌گرا هستند، یعنی به اسلام گرایش دارند ولی در عین حال موسیقی هم گوش می کنند. ببینید، بسیاری از مخالفان حکومت فعلی ایران طرفدار جدایی دین از سیاست هستند. از جمله مجاهدین و گروه ریگی بار ها اعلام کرده اند که طرفدار جدایی دین از سیاست هستند. حالا فرض کنید بعد از یک عملیات تروریستی، یک روزنامه بنویسد که "طرفداران جدایی دین و سیاست در فلان جا بمب گذاشتند و بهمان نفر را کشتند". آیا نوشته‌اش را دور از انصاف تلقی نخواهید کرد؟
 نامسلمان :
در مورد نقد دوم: از آنجا که در قران که کتاب آسمانی! مسلمانان است، بارها و بارها مخالفان و دگراندیشان به جنگ و کشته شدن و عذاب تهدید شده اند و رسما دستور کفار و مشکرین از سوی محمد صادر شده است، و می بینیم که در دنیای امروز 99 در صد تروریست های جهان از قضا همگی مسلمان هستند، در نتیجه واژه ستیزه جو برای اسلامگرایان کاملا مصداق دارد.
(15 آوریل 2010) 
سرگرد: شما کل دنیا را بدهید به مسلمانان و تمام قوانین آنها را در تمام دنیا رعایت کنید ببینید باز هم می جنگند یا نه. کسی ستیزه‌جو نیست، در نهایت ممکن است افرادی برای رسیدن به اهداف خود (که می‌تواند اهداف کاملاً ظالمانه‌ای باشد) دست به ستیزه‌گری بزند، ولی کسی ستیزه‌جو نیست. ستیزه‌جو خواندن افراد به دور از بی‌طرفی است، شما حق دارید بی‌طرف نباشید، من هم حق دارم. شما هیچ‌جا ادعا نکرده اید که بی‌طرف هستید، من هم بی‌طرف نیستم. ولی یک رسانه که ادعای بی‌طرفی دارد باید بیشتر مراقب کلماتی که استفاده می‌کند باشد.
 نامسلمان :
نقد شماره 4 شما کاملا بچه گانه و متعصبانه است! برای مثال در ایران خودمان عده ای آخوند تندرو و شدیدا اسلامگرا عرصه را بر بیشتر مردم ایران تنگ کرده اند و با صدور احکام اعدام و بریدن و دست و پا و ممنوعیت هرگونه آزادی های مدنی و اجتماعی بر اساس فتواهای اسلامی، درحال اجرای قوانین مذهبی با استفاده از زور و تهدید هستند. آیا بیشتر مردم اسلامگرا شده اند یا موافق حکومت اسلامی؟ در متنتان نوشته اید "کجای اسلام قطع عضو مخالفان تجویز شده؟" پاسخ کاملا روشن است. سوره مائده آیه 33 کسانی که با خدا و رسولش جنگ می کنند باید دست و پایشان خلاف هم قطع شود! به صلیب کشیده شوند و کشته شوند! محمد که مرده، چگونه می شود با خدا جنگ کرد؟!! پس می بینیم که منظورزش هرگونه مخالفت با اسلام می باشد و دگراندیش که اسلام را قبول ندارد و با آن مخالف است باید دست و پایش را خلاف هم قطع کرد.

بد نیست شما که اسلام گرا هستید کمی با مبانی دینتان آشنا باشید!
(15 آوریل 2010) 
سرگرد: دوست گرامی، در همین ایران که می فرمایید عده‌ی بیشتری از اسلام‌گرایان هم وجود دارند که معتقدند اسلام اجازه‌ی بریدن دست و پا و زبان مخالفان را نداده است. از ملی مذهبی ها بگیرید تا مراجع تقلیدی مثل مرحوم منتظری و آقای صانعی. من برای نظر این افراد در مورد مبانی اسلام وزن بیشتری قائلم تا نظر یک غیرمسلمان. در مورد نقد چهار هم نکته‌ی جالب به نظر من کلمه‌ی اغلب بود. نوشته که اسلام‌گرایان اکثر مخالفان خود را (ونه بعضی از آن‌ها را) می کشند و ... به هرحال ممنونم که وقت گذاشتید و نظر خودتان را برایم نوشتید
 وحید :
من در ابتدا باور نکردم که این حرف از طرف سایت رادیو فردا واقعا به همین شکل بیان شده باشد. ولی‌ با مراجعه به آدرس داده شده عین همین خبر به همین صورت در آنجا بود. واقعا باعث تعجب است که یک خبرنگاری به این شکل واضح یک طرفه خبری را بیان کند. به نظر من، این یک توهین صریح به مستمعین این رادیو است که آنها را اینقدر بی‌ فکر فرض کرده است.
(20 آوریل 2010) 
سرگرد: ممنونم :)
 مهتاب (http://aftabmahtab69.blogfa.com/):
با سلام. نقد شما از طرز نوشتاری این خبر بسیار جالب و درست است ولی‌ در باب اسلامیون من اصلا معتقد نیستم که اسلامین درجه بندی دارند. یا اسلامی هستن یا نیستن.کسی‌ که وسط قرار داره حداقل اسلامی نیست . و در اسلام معلومه اگه دنیا را بهشون بدهید دیگه جنگی ندران ولی‌ خوب اگه هم ندید فتوای مرگتون را میدن.یادمه دوران دبستان بهمون مگفتن نماز اجباری نیست ولی‌ اگه نخونید اخراج میشید.
(28 آوریل 2010) 
سرگرد: کسانی هم که این حرف رو به شما گفته‌اند بخشی از اسلامیون هستند. به نظر من انسان می‌تواند اسلامی باشد (کما اینکه من به نوعی هستم) ولی فتوای مرگ کسی را هم ندهد و کسی را هم از تحصیل محروم نکند (کما اینکه من نمی‌کنم)
 مسعود :
نسخه حرفه ای پوشش این خبر را می توانید در سایت بی بی سی بخوانید
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/04/100413_l04_somali_radio.shtml
من خبر بی بی سی رو که خوندم بیشتر از این "شورشیان اسلامگرا" بدم اومد و فکر می کنم تصویر واقعی تری از اتفاقات اونجا رو به دست آوردم. در خبر بی بی سی هم نارضایتی صاحبان ایستگاههای رادیویی آمده ولی آدم رو دچار تناقض نمی کنه.
طبیعتا یک رسانه برای جهتدهی به اذهان مردم به وجود آمده، اما رسانه ای در این راستا موفقه که بتونه اعتماد مخاطب رو جلب کنه
(01 می 2010) 
سرگرد: در اینکه بی بی سی از رادیو فردا خیلی حرفه‌ای تر است شکی نیست.
استفاده از مطالب سرگرد.کام بدون ذکر منبع هیچ اشکالی ندارد
سرگرد به دلیل نشر عقایدش از شما سپاسگزاری می کند.