1- نمی دانم جهان به طرف برخورد تمدن ها می رود یا گفتگوی میان آن ها. نمی دانم هانتینگتون آینده ی جهان را بهتر حدس زده یا سید خندان خودمان. فکر می کنم. حملات 11 سپتامبر، جنگ های صلیبی، اشغال عراق و افغانستان، ابوغریب، کاریکاتور های دانمارکی، نفرت اعراب از اسرائیلی ها و بر عکس، انرژی هسته ای، ماجرای ایرباس و خلیج فارس که نمی دانم تاوان اشغال سفارت بود یا نه...
2- بچه که بودم هر وقت با کسی قهر می کردم احساس می کردم که باید بروم و عذر خواهی کنم. دوستانم فکر می کردند آدم منت کشی هستم، ولی خودم احساس می کردم که با عذر خواهی و پا پیش گذاشتن در واقع بزرگواری خودم را نشان می دهم. اگر کسی به من ظلم می کرد با خودم می گفتم اگر تلافی کنم، پس فرق میان من و او چه خواهد بود؟ فکر می کردند ترسو هستم و توسری خور، خوشحال بودم که اهل دعوا نیستم.
3- درنظریه ی سیستم ها دو نوع فیدبک وجود دارد، فیدبک مثبت و فیدبک منفی. فیدبک مثبت یعنی عکس العملی در راستای محرک و متناسب با آن. فیدبک منفی یعنی عکس العملی در خلاف جهت محرک. فیدبک مثبت یک سیستم را نا پایدار تر می کند و فیدبک منفی پایداری آن را بهبود می بخشد.
فرض کنید در لحظه ی صفر شما و یک نفر از هم 100 تا بدتان می آید (خوشتان می آید) فید بک مثبت این است که شما اقدامی در جهت احساستان انجام دهید یعنی کاری کنید که او 10 تا ناراحت شود (خوشحال شود) در این صورت در لحظه ی یک شما به اندازه ی 110 تا از هم نفرت خواهید داشت (به هم علاقه مند خواهید بود). او متقابلاً با اقدامی در جهت احساساتش شما را به اندازه ی 11 واحد از خود می رنجاند (خوشنود می کند) در لحظه ی دو شما از یکدیگر 121 تا بدتان می آید (هم را دوست دارید) و شما او را 12 واحد ناراحت (خوشحال) می کنید. او با نفرت (علاقه) 133 واحدی ، شما را 13 واحد از خود ... جنگ مطلق یا عشق مطلق، حد وسطی وجود نخواهد داشت.
بیایید به لحظه ی صفر برگردیم، این بار فیدبک منفی را بررسی می کنیم. در لحظه ی صفر شما و یک نفر از هم 100 تا بدتان می آید (خوشتان می آید) شما اقدامی در خلاف جهت احساستان انجام می دهید یعنی کاری می کنید که او 10 تا خوشحال شود (ناراحت شود) در این صورت در لحظه ی یک میزان نفرت (علاقه) شما نسبت به یکدیگر 90 واحد است.او متقابلاً با اقدامی در خلاف جهت احساساتش شما را به اندازه ی 9 واحد از خود خوشنود می کند (می رنجاند) در لحظه ی دو شما ازهم به اندازه ی 81 واحد بدتان می آید ( هم را دوست دارید) و شما او را 8 واحد خوشحال (ناراحت) می کنید. او با یک نفرت (علاقه) 73 واحدی شما را 7 تا خوشنود (عصبانی) می کند ... در لحظه ی هقت نیمی ار نفرت (علاقه) اولیه از بین رفته است و به لحظه ی 100 نرسیده تقریباً اثری از احساس اولیه باقی نیست.
4- من عوض شده ام. این روزها از آزار دادن کسی که آزارم می دهد خوشم می آید. دیگر از عفو لذت نمی برم. تشنه ی انتقامم. دوست دارم انتقام یک تاریخ پر از نیرنگ و تحقیر و ناسزا را از غرب بگیرم. کله خری احمدی نژاد در سیاست خارجی حالم را جا می آورد. در اصل روابط خارجی با او هم عقیده ام، در روش ها با او اختلاف نظر دارم. من روش های موذیانه تر و کثیف تر را بیشتر می پسندم. خیلی که زحمت بکشم حد اکثر نسخه ی به روزتر احمدی نژادم. دنیا به امثال من و احمدی نژاد و بوش نیاز ندارد. دنیا امثال خاتمی و شیراک و دوستم امیر را می خواهد. می دانم ولی من دیگر دوست ندارم منت کشی کنم. بگذار هانتینگتون راست گفته باشد، من دیگر صبر نمی کنم، دیگر خودم را توجیه نمی کنم، من همینی هستم که هستم. عوض هم نخواهم شد.
ادامه دارد...
|