بایگانی:
پشه تهرانی و ترکی گل مورد علاقه لات بازی ژاپن بوش بوش پرورشگاه سبز لیمویی دور كمر آخرین کلمات افراد مختلف سفر با اسب عرق خوری ساندویچی بچه مهم اسب و سیرک یا فیزیکی شیمیایی بدنسازی آهنگ عربی سحر خیمه شب بازی بز آرایشگاه
|
|
|
|
یه کارمند سیرک یه شب توی جنگل گم میشه و شب رو میره خونهی یه کشاورز میخوابه. صبح که میشه برای اینکه جبران کنه میخواد به طرف یه پولی بده که میبینه ای بابا، یه قرون پول همراش نیست. با خودش میگه خوب به جاش یه کم سرگرمش میکنم. از اونجایی که عروسکگردان و تقلید کنندهی صدا بوده، میره توی مزرعه و شروع میکنه با مرغه حرف زدن:
-سلام خانم مرغه، حال شما؟ خوبین؟
-سلام آقا، بد نیستم، ناشکری نمیکنم. فقط حیف که هر روز صبح این آقای کشاورز میاد تخم مرغای منو میبره. اگه این هم نبود که دیگه حرف نداشت.
کشاورزه که باورش شده بوده که یارو واقعاً با مرغش حرف زده کلی تعجب میکنه و میگه: ای ول، شما با مرغا هم حرف میزنی؟ عروسکگرونه هم میگه تازه کجاش رو دیدی و میره پیش گاوه:
-سلام خانم گاوه، حال شما؟ خوبین؟
-سلام آقا، ای بد نیستیم، میگذره. فقط حیف که این آقا کشاورزه هرروز میاد شیر منو میدوشه و با خودش میبره.
کشاورزه که دیگه از تعجب داشته شاخ در میاورده میگه: با گاوا هم میتونی حرف بزنی؟ یارو بهش میگه: من با همهی حیوونا بلدم صحبت کنم. میره طرف بزه و میگه:
-سلام خانم بزه، حال شما؟ خوبین؟
یهو کشاورزه دستپاچه میشه میپره وسط حرف یارو و بهش میگه:
این بزه رو ولش کنین، همش دروغ میگه!!!
|
|